
پگاسوس یک اسب بالدار در افسانه های یونانی هست که البته ریشه اسم این اسب فرانسوی است. داستانی که راجع این اسب وجود داره یه کم پیچیدست پس خوب دقت کنید.
وقتی پرسئوس (پرسئوس یه پهلوان دوران یونان باستانه که پسر زئوس و دانائه هست. او موسس سلسله پرسه اید است. او اسطوره ای بود که تونست سر مدوسا رو از بدنش جدا کنه و اندرومده را از دست هیولای دریایی نات بده. او همچنین برادر هرکول نیز بود) سر مدوسا (یه زنه بوده به هرکس نگاه میکرده تبدیل به سنگ میشده) را برید، مدوسا از پوزئیدون ( یکی از خداهای یونان باستان بوده که گفته شده خدای اب ها بوده) حامله بود، از گردن بریده او پگاسوس به دنیا آمد.

پگاسوس توسط بلروفون (یه اسطوره یونان باستان) اهلی شد. پگاسوس در طی ماجراهای این قهرمان، دوست او بود و به او در از بین بردن کایمرا (یه هیولای چندش. او دارای سر شیر و بدن بز و دمی از سر مار است که از دهانش شعلههای آتش بیرون میزند و گاهی نیز در هنر بهصورت شیری که کلهٔ بزی شاخدار از پشت آن بیرون آمده نشان دادهشدهاست.) کمک کرد. اما زمانی که بلروفون میخواست به کمک او به المپ ( یه کوه خیلی مرتفع تو یونان) برسد، توسط زئوس از اسب سرنگون شد و پگاسوس به تنهایی به المپ رسید و در آنجا ماندگار شد.
خب اما شاید خیلیاتون فک کنید اینا الکین اما من به خیلی از افسانه ها اعتقاد دارم.. جالبه بدونید یه کتیبه از پگاسوس تو همین ایران در مسجد سلیمان پیدا شده که مربوط به زمان اشکانیانه


خب همونطور که میدونید تو زمان های قدیم شبکه های اجتماعی نبوده و مسافرت از شهری به شهری دیگه خیلی سخت بوده. چه برسه از کشوری به کشور دیگه. و پگاسوس یا همون اسب بالدار خیلی توئ افسانه های قدیمی کشور های متلف بودن حتی تو همین ایران. قطعا یه چیزی وجود داشته و مردم یه چیزی دیدن که الان واسه ما تبدیل به افسانه شده. مثل پری دریایی اسب شاخ دار که در تمام نقاط دنیا مشترکن. نمیدونم منظورمو میفهمید یا نه؟ ولی اگه افسانه هم باشه نمیشه که کل مردم دنیا از قدیم ها اونو یه جور تصور کرده باشن
پس ینی وجود داشتن و در قدیم اونا رو دیدن