~🌀اِلف ها🌀~ طبق افسانه ها الف ها نژاد هایی ساکن زمین هستند و از گذشته دور بوجود اومدن#^#

زمان بارداری الف ها یکسال است و ذهنشون خیلی سریع تر از بدنشون رشد میکنه مثلا تا یکسالگی

صبحت کردن و راه‌ رفتن رو یاد میگیرن!چون رشد ذهنی اونا خیلی سریعه و رشد جسمی اونها کمتره نسبت به انسانها

بزرگتر از چیزی هستن که نشون میدن

بلوغ جسمی الف ها سن ۵۰ سالگی است و از یه سنی به بعد پیر شدن آنها متوقف میشه برخلاف انسانها!

متوسط طول عمر الف ها ۴۰۰'۳۰۰ سال است و تعداد کمی تا ۶۰۰ سال هم عمر میکنن.

متوسط قد اونها ۲ متره!😐الف ها در زمینه جادو،هنر،تیراندازی

و درمان:مهارت دارن و اکثرا با نژاد انسان ها و دورف ها مشکل دارن....

گوش های نوک تیز،اندام لاغر و قد بلند و نداشتن دندان نیش ار ویژگی ظاهری اوناست؛

اکثر لباس هاشونم از جنس پوست خز حیواناته.

الف ها و انسان ها میتونن راب---طه چیز داشته باشن و بچه‌هاشون نیمه الف یا کوادرون ها میشن

از نظر الف ها اونا خلق شدن و انسان ها بر خلاف اونا تکامل پیدا کردن،بخاطر همین بعضی

از الف ها انسان هارو چیزی درحد میمون های بدون مو میدونن(بم برخورد🚶🏻‍♀️)

جالبه بدونید فقط الف هایی که جوون هستن قادر به تولید مثل هستن

به همین دلیل سرعت رشد جمیعت

انسان ها بیشتر انسان هاست

الف ها خیلی به احترام طبیعت معتقدند و اداب رسوم باستانی

خودشون مثل خوندن بعضی از شعرها رو حتما انجام میدن^^

اکثر الف ها سبک زندگی خیلی ساده ایی دارن و در جنگل و طبیعت به شکار میرن تا احتیاجات خودشون

رو براورده کنن

الف ها قبل اومدن انسان ها شهرهای بزرگ و زیبایی داشتن‌....

بعد اینکه انسانها خیلی از شهرها مثل ویزیما،ترتوگور،ماری بور و سینترا رو روی خرابه های شهر های الف ها

ساختن

اکثر الف ها به جنگل برگشتن و از انسانها دوری کردن بعضی هم در جوامع انسانی موندن و به

زندگی با انسانها عادت کردن^^!

خوشتون اومد؟

بر اساس داستان واقعی.0.

1_کلی میکس دانلود کردم حافظم پر شد مجبور شدم میکسای انیمه ایمو پاک کنم(تقریبا 50 تایی بید)

2_ کلی از دنسای جنی رو رفتم

3_از پنجره جیغ زدم جنییییییییییییی بعدشم همسایه ها اومدن برام._.

4_ تک پارتی از جنی نوشتم ولی نمیدونم چرا هیچ کاریش نکردم(بزارمش؟.)

5_ موقعی هایی که جنی میخونه رو کات کردم از بقیه._.(سخت بید

6_ازش آرت کشیدم0-0(خیلی بد شدددد)

7_هیتراشو ترکوندم(تقریبا 20 تایی بود تو اینستا ._.)

8_کل کام بهش دادم

9_سوتی هاشو چک کردم^-^

10_ تمیام.-.

 

"زندگی نامه ماری کوری"‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ماری کوری در ورشو لهستان به دنیا اومد و در دانشگاه فلایینگ که به طور پنهایی دایر بود

مشغول به تحصیل شد(به دلیل جنگ) و در سن 24 سالگی به همراه خواهرش به فرانسه برای ادامه تحصیل خود رفتن و

پس از گرفتن مدرک آموزش عالی کار تحقیقاتی خود را آغاز کرد

در سال 1895 با پِیِر آشنا میشن و باهم ازدواج میکنن و ماری اولین تحقیقات خود را بر روی تومور های سرطانی شروع کرد

 

و بارها به هیچ نتیجه مثبتی در رابطه با کشف و درمان آن پیدا نکرد

با آغار جنگ جهانی اول و اثار مخربی که بر روی ادما و شرایط زندگیشون رخ ماری دست از تلاش برنداشت و

با تمام سختی هایی که جلوی راهش بود سرانجام تونست روش های درمانی برای تومور سرطانی با استفاده از ایزوتوپ های پرتوزا را

کشف کند

ماری در طول جنگ جهانی اول بیمارستان صحرایی دایر کرد و مشغول به درمان بیماران و افراد زخمی شد

و او به تحقیقات علمی خودش ادامه داد و با کمک همسرش عنصر پولونیوم را کشف کرد

و ماری بنیانگذار موسسه های کوری در پاریس و ورشو شد.

امروزه این مراکز نقش مهمی در تحقیقات پزشکی دارند

ماری به دلیل سال ها پژوهش در زمینه مواد پرتوزا و قرارگیری طولاتی مدت در برابر این مواد،به ویژه در دوران جنگ جهانی اول به

کم خونی آپلاستیک مبتلا شد

و در سن ۶۶ فوت کرد:]

ماری پنج جایزه نوبل داره. و اولین زن در جهان است که جایزه نوبل دارد. ماری تو تمام سال های زندگیش

با وجود جنگ و بیماری و دیگر مشکلاتی

که جلوی راهش سبز شد هیچوقت از تلاش دست نکشید و تونست جز موفق ترین

ادمایه جهان یاشه که امروزه همه بهش افتخار کنن❤:]

چند عکس از ماری کوری:

مطمعنم همتون میشناسیدش:)

توی تبلیغ های شبکه 1.2.3 ایران هم هستXD

بای*^*

آفرودیت آفرودیته الهه عشق 
و زیبایی در یونان باستان هست^^

آفرودیته فرزند پادشاه خدایان زئوس 
و حوری دریایی دیونه بود و بسیار زیبا بود 
و اعتقاد زیادی به عشق داشت

اون خیلی جذاب بود و علاقه شدیدی به
 جواهرات داشت،چشمای ابی،موهای طلایی و پوستی به سفیدی 
کف دریا که ازون 
متولد شده بود داشت و وقتی پا روی خشکی می‌گذاشت بعد
 هر قدمش 
از جای پاهایش گل
 میرویید

آفرودیته وقتی به جلسات خدایان دعوت میشد همه اون رو
 تحسین میکردن! بعد تولدش به 
علت زیبایی که داشت پدرش
 میترسید بین خدایان سر ازدواج با او 
جنگ و نزاع پیش بیاد به همین دلیل او رو به همسری 
هفائستوس درآورد!

هفائستوس ايزد اتش و اهنگری بود و 
اصلا ظاهر زیبا و خوبی نداشت! او باور نمیکرد اینقدر خوش شانس باشد که
 با آفرودیته ازدواج کرده با توانایی
 آهنگری که داشت همیشه برای آفرودیت جواهرات زیاد
 و زیبا درست میکرد

اما با این حال آفرودیت دلباخته 
آرس ايزد جنگ بود! آرس برخلاف
 هفائستوس ظاهر خوب و زیبایی داشت و تمام
 مدتی که هفائستوس پیش آفرودیت نبود آرس از فرصت استفاده
 میکرد و میرفت پیش آفرودیته (خیلی کراشه خدایی:])

یک روز وقتی آفرودیت و آرس در قصر هفائستوس
 باهم بودن خدای خورشید هلیوس اونارو باهم میبینه و به هفائستوس خبر میده.... هفائستوس که خیلی عصبی میشه توری ظریف 
و در عین حال محکم
 می‌سازه و این تور اینقدر ظریف بوده که به سختی دیده میشده

هفائستوس قبل از اینکه به سفر بره
 تور رو به اطراف تخت میبنده 
و وقتی رفت آرس میره پیش آفرودیت
 زمانی که میرن رو تخت تور اونارو گیر میندازه! هلیوس خدای خورشید این شرایطو بگوش هفائستوس میرسونه(:/) تا سریع 
برگرده. هفائستوس از همه خدایان میخاد
 تا بیان و این بی شرمی رو ببینن! خدایان وقتی این صحنه رو دید 
پیشنهاد دادن 
آرس جریمه ایی که زناکاران به شوهران میدن رو هفائستوس پرداخت کنه

پوزئیدون یکی از خدایان،
هفائستوس رو راضی میکنه تا اونارو
ازاد کنه و البته آفرودیت و هفائستوس رو 
اشتی میده و همه اینا
 درحالی رخ میده که آفرودیته و آرس دو فرزند داشتن. بعد این ماجرا آفرودیته با
 معشوقه ش به جزیره ایی به نام پافوس فرار میکنه...

البته این رابطه دوام نیورد چون ارس با 
الهه صبح آئوس چیز شد و به آفرودیت خیانت کرد.
 آفرودیت هم آئوس رو مجازات کرد 
و مجازاتش این بود که عاشق دو انسان فانی بشه

مجازات زنان لمنون به دلیل غفلت از کیش و آئین آفرودیته کاری کرد که بدنشون بوی بدی
 بگیره و همسرشون 
اونارو ترد کنه^^ .. مجازات پاسیفائه رو کاری کرد 
اون عاشق یه گاو بشه! .. مجازات
 الهه هنر به نام کیلو! چون کیلو عشق فانی آفرودیت رو مسخره کرد بود(افرودیت بعدا 
عاشق یه انسان میشه) و
 آفرودیت هم کاری کرد که کیلو عاشق یک انسان فانی بشه^---^

آفرودیته علاوه بر خدایان به انسان ها 
هم علاقه مند میشود همچنین به مردایی که عاشق زنی میشدن کمک میکرد که به عشقشون برسن^-^✨

روزی جشنی به مناسبت ازدواج پلئوس و ئنیس برگزار میشه و همه خدایان به جز اریس الهه نفاق 
در ا ن دعوت میشن 
اریس حسادت میکنه و بدون دعوت با یه سیب طلایی وارد مراسم میشه! رو اون سیب نوشته شده بود《برای زیباترین زن》
و بین آفرودیت هرا و اتنا رقابتی برای به دست اوردن این سیب بوجود می اید چون هرسه ادعای زیبا بودن میکردن پس از زئوس خاستن که بین اونا داوری
 کنه اما زئوس از این کار 
خودداری میکنه(بهترین کار)

پس از پاریس شاهزاده تروا 
خاستن قضاوت کنه ول تصمیم گیری
 برای اونم سخت بود پس سه تا الهه
 سعی میکردن به اون وعده هایی بدن! 
هرا به اون قول حکومت به آسیا و اروپا داد، آتنا قول حکومت به تروا و آفرودیته
 وعده تصاحب زیباترین زن جهان(هلن) 
رو داد پاریس 
که شیفته هلن بود وعده رو قبول میکنه و بعد ها هلن
 رو میدزده که باعث ایجاد جنگی میشه. در این جنگ اتنا سمت متقابل‌ تروا بوده و توی این جنگ شرکت میکنه اما اتنا صربه
 ایی به آفرودیته وارد میکنه و او را به زمین میزنه:]...

خوشتون اومد؟^----------------^

مبی ژونم میشه ب موضوعات اینو اضافه کنی:

تاریخ و افتخارات

میسی^-^

دوستم بهم گفت:

آهنگ جدید بلک پینک رو شنیدی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ک من گفتم:

دروغگووو من هروز چک میکنمممممممممممممممم دروغ میگیییییییییی

اسمش؟؟؟؟؟

دوستم:

بومبایا!!

من:

* کردن سر دوستم تو توالت

(بر اساس داستان واقعی)

اگه کامنتای این پستو نترکونی بلینک نیستی:-:

چالش:

یه اتفاق عجیب زندگیتون رو بگید:-:

اونایی که چشاشون قهوه ایه خدا از خاک بهشت ریخته تو چشاشون:0 (من جزوشون نیستم:-)

هر فانتزی ای  که تو ذهنت میبافی  توی دنیای موازی زندگیش میکنی:)

شاید اونی که تو آینه هست ماییم تو دنیای موازی:>

کسی که موهاش فره تو زندگی قبلی کسی که عــاشقشــ بوده با موهاش بازی میکرده(ایش:-: خوبه موهام فر نیس)

چهره ای که الان داریم همون چهره کسی که عــاشقشــ بودیم توی دنیای قبلی بوده:)(ایششش)

چل گونه جای دست خداس(اوخی:))

شاید بعضیا میتونن زمان رو متوقف کنن ما نمیفهمیم:0

کدوم؟:)

هاییی اومارو چان هسم شما راحت باشین بگید اومارو*^*

14 سالمه پاندا.اوتاکو.میراکلور.بلینک و کریپی لاور هستم(فن کریپی پاستا)و پاتر هد هستم*^*

عاشق این وبم و از این به بعد هروز فعالیت میبینید:)

وبمو نمیزارم تبلیغ میشه:/!

همین الان فعالیت رو شروع میکنم

کدنویس هم هستم تقریبا بهتره بگم حرفه ای؟

نه حرفه ای برام زیادیه:-:

مبینا میشه بخش کریپی پاستا اضافه کنی؟ میخوای هم نکن:)

خب کیوتام برم پستارو آپلود کنم:)!