*اِکسپِکتو پاترونوم( expecto patronum): ایجاد سپر محافظ
*اِکسپِلیارموس(expeliarmus): خلع سلاح کردن[افسون هری مقابل ولدمورت در مبارزه نهایی]
*استیوپفای(stupefy): بیهوش کردن طرف مقابل
*وینگاردیوم لِویوسا(wingardium leviosu): شناور کردن و حرکت دادن اجسام
*بومبارادا ماکسیما(Bomboroda maksima): برای منفجر کردن [در کتاب ۳ هرمیون گرنجر برای نجات سیریوس بلک درب محل حصر او در هاگوارتز را منفجر کرد.]
*سِکتوم سِمپرا: زخم کردن بدن فرد مثل ضربات شمشیر که موجب از دست رفتن مقدار زیادی خون میشود. (این ورد را پروفسور اسنیپ ساختهاست)
والرنا سنرتو:درمان کردن بعد از طلسم سکتوم سمپرا
اکسپولسو:خرد کردن
پروتگو ماکسیما:طلسم محافظت.. در جنگ هاگوارتز استفاده شد.
فیناتو دووری:طلسم محافظت.. در جنگ هاگوارتز استفاده شد.
ریپلو این مین میناتور:طلسم محافظت..در جنگ هاگوارتز استفاده شد.
*براکیابیندو: بسته شدن شخص با طناب نامرئی
امانسپیر:باز شدن طناب نامرئی.. ضد طلسم براکیابیندو
*ایمپِرویوس(impervius): تحت فرمان در آوردن کسی ( یکی از سه ورد ممنوع که فرد بعد از استفاده محکوم به زندان ازکابان میشود.)
*آوادا کِداورا(avada kedavra): کشتن درجا بدون باقی ماندن اثر ( یکی از سه ورد ممنوع که فرد بعد از استفاده محکوم به زندان ازکابان میشود.)
*کروشیو: شکنجه کردن( یکی از سه ورد ممنوع که فرد بعد از استفاده محکوم به زندان ازکابان میشود.)
*لوکوموتور مورتیس: بسته شدن پاها
*لوموس (lumos): روشن کردن نوک چوبدستی
*نوکس(nox): خاموش کردن روشنایی نوک چوبدستی
*پِتریفیکوس توتالوس(petrificus totalus): خشک و بیحرکت کردن
*اَلوهومورا (alohomora): باز کردن درهای قفل [این افسون را هری در سال پنجم تحصیلش برای باز کردن درهای سازمان اسرار به کار برد.]
*اپارسیوم(aparecium): پدیدار کردن نوشتههای نامرئی [افسونی که پروفسور اسنیپ برای پدیدار کردن نوشتههای نقشهٔ غارتگر که از هری گرفته بود استفاده کرد.]
*بابِل هِد چارم(bubble-head charm): درست کردن یک حباب هوا بر روی سر [سدریک دیگوری در مرحله ۲ مسابقهٔ سه جادوگر از آن استفاده کرد.]
*دلتریوس(deletrius): شکستن و خرد کردن اجسام و برای پاک کردن تاثیر جادوی قبلی هم استفاده میشود [هری در سال چهارم تحصیلش بارها و بارها در داخل هزارتو از آن استفاده کرد.]
*دِنسوجیو(densaugeo): رشد کردن سریع دندانها [افسونی که یک بار دراکو مالفوی بر روی هرماینی گرنجر اجرا کرد و باعث رشد سریع دندانهایش شد.]
*دیساپارات(disapparate): این افسون حقیقی نیست و فقط این امکان را میدهد که با تصمیمگیری شخص خود را نامرئی کند (بیشتر توسط جنهای خانگی استفاده میشود)
*دیسِندیوم(dissendium): باز کردن راه مخفی دهکدهٔ هاگزمید
*اِنِروات(enervate): هوشیارکردن افراد بی هوش
*اِنگورجیو(engorgio): ایجاد کردن تورم در بدن [افسونی که هری بارها بر روی مالفوی اجرا کرد.]
*فِرولا(ferula): ترمیم کردن استخوانها، ایجاد کردن یک آتل برای بستن دست و پا
*فیدِلیوس(fidelius): رازدار کردن یک شخص [افسونی که اربابان برای رازدار کردن جنهای خانگی به کار میبرند.]
*فورپوینت(four-point): تبدیل کردن چوبدستی به قطبنما
*فورنان کالاس(furnunculus): افسون ایجاد جوشهای چرکین بر روی پوست [هرمیون این افسون را بر روی فهرست اسامی ارتش دامبلدور اجرا کرده بود.]
*ایمپِدیمِنت جینکس(impediment jinx): جلوگیری از خشونت، کند کردن رویش پر پرندگان [افسونی که لوپین در سازمان اسرار بر روی هری اجرا کرد تا بتواند جلوی خشم و ناراحتی او را بگیرد.]
*اینسندیو(incendio): آتش زدن
*موبیلاربوس(mobilarbus): جابهجا کردن اشیاء [جابهجا کردن میزهای سرسرا که چندین بار توسط دامبلدور اجرا شد.]
*لوکوموتور ترانک: جابهجا کردن اشیاء
*موبیلیکورپوس(mobilicorpus): جابهجا کردن افرادی که نمیتوانند راه بروند [اسنیپ در سال سوم برای حمل بدن رون و هری و هرمیون استفاده کرد.]
*مورسموردِر(morsmordre):ایجاد کردن علامت شوم لرد ولدمورت
*آبلیویاِیت(obliviate): پاک کردن حافظهٔ افراد
*پریور اینکانتاتو(prior incantato): افسون پدیدار کردن جادوی آخر یک چوبدستی
*سانراس(sonorus): تقویت کردن صدا
*کویتاس(quietus): برگرداندن صدا به حالت عادی
*ریدوسیو(reducio): کوچک کردن اشیاء. [آرتور ویزلی برای جا دادن وسایلش در فورد زیاد از آن استفاده کرد.]
ركتو سمپرا:موجب خنده شخص مي شود
اكسيو سود:فراخواني شمشير
پيرموتون لوكوموتون:بيدار كردن غول هاي سنگي هاگوارتز
*ریلاشیو(ralashio): برگرداندن ورد به شخص استفاده کرده آن. [اعضای محفل به دفعات از آن برای مقابله با مرگ خواران استفاده کردند.]
*ریپارو(reparo): تعمیر کردن وسایل
*ریکت سِمپیا(rictasampiia): قلقلک دادن افراد
*ریدیکولِوس(ridiculus): مسخره شدن و مهار کردن بوگاردها
*تارانتالِگرا(tarantallegra): وادار به رقص کردن پاهای حریف
*فاینایت اینکانتاتِم(finite incantatem): خنثی کردن برخی طلسمهای سیاه (مثل تارانتالِگرا)
*لوکوموتور مورتیس: بسته شدن پاها
* اسکِرجیفای: تمیز و مرتب کردن
*پروتِگو(protego): دفع طلسم (در تمامی موارد کار میکند).
*اکسپالسو(expulso): منهدم کردن اجسام
*کانفرینگو(confringo): نابود کردن اجسام
*ایمپِدیمِنتا(impedimenta): بازداشتن شخص مورد نظر از نزدیک شدن و حمله کردن
*اَکسیو(accio): جمعآوری اشیاء
*سایلِنسیو: بیصدا کردن فرد یا موجود مورد نظر
*ارکیدیوس: بیرون آوردن دسته گل از نوک چوبدستی
*لِه جی لی منس: خواندن ذهن
*اینکارسروس: طناب پیچ کردن بدن طرف مقابل
*فلَگرِیت: ایجاد کردن علامت روی جسم مورد نظر
*ریداکتو: منفجر کردن جسم
*کولوپورتوس: قفل کردن در
*دیفندو(diffindo): جدا کردن چیزی از چیز دیگر
*پورتوس: ایجاد کردن رمزتاز
*آناپنیو: باز کردن راه گلو (پروفسور اسلاگهورن از این طلسم برای رفع سکسکهٔ یکی از اعضای انجمن اسلاگ استفاده کرد)
*اپیسکی: جلوگیری از خونریزی و درست کردن اعضای ورم کرده
*ترجیو(tergeo): تمیز کردن
*اسپِه سیالیس ریوِلیو: تجزیه کردن اجزای سازندهٔ سم
*ریلِه شیو: جدا کردن افراد مشغول دعوا
*آگوامنتی(aguamenti): فراخواندن آب
*مافلیاتو(muffliato): ایجاد کردن صدای وزوز نزدیک گوش افراد (درواقع برای به گوش نرسیدن صدای خود استفاده میشود)
*لِه وی کورپوس(levicorpus): وارونه آویزان کردن افردا از مچ پا ←غیر لفظی
*لیبرا کورپوس(liberacorpus): باطل کردن طلسم لِه وی کورپوس ←غیر لفظی
*لَنگلاک: چسباندن زبان فرد به سقف دهانش جهت جلوگیری از صحبت کردن
*هومنوم ریوِلیو(homenum revelio):برای آشکار شدن هر چه در خانه هست
*متیولوجینکس ریکانتو(meteolojinx-recanto): تغییر دادن آب و هوای پشت پنجره
*جِمینیو(geminio): درست کردن نمونهٔ بدلی از چیزی
*سَلویوهگزیا(salvio hexia)، پروتِگو توتالِم(protego totalum)، ریپلو ماگلتام(repello muggletum)، کِیو اینیمیکام(cave inimicum): حفاظت کردن
*ایرِکتو(erecto): سرپا کردن (مثل چادر)
*آبسکیورو(obscuro): چشمبند گذاشتن
*اونسکو: ناپدید کردن اشیاء
*آویس: بیرون آمدن پرنده از نوک چوبدستی [در کتاب ۴ آقای اولیوندر از آن برای امتحان چوبدستیها استفاده میکند]
*ویپرا ایواناسکا: از وسط آتش زدن [اسنیپ در کتاب ۲ با استفاده از این ورد ماری را که مالفوی در دوئل با هری ظاهر ساخته بود از وسط آتش زد.]
*پارتیس تمپروس: ایجاد کردن حلقههای آتش و دیوارهای عظیم آتش [در کتاب ۶ پروفسور دامبلدور در غار از آن استفاده کرد]
*آگا ینو افری فری موری: ایجاد کردن آتش
*فرگاتن تینگ: پاک کردن لکهها
*ارستو ممنتوم: ضربهگیری
*پرایوری اینکانتانم: فهمیدن طلسم پیشین
*پی یرتوتم لوکوموتور: به کار انداختن مجسمههای محافظ هاگوارتز
*فراوِرتو(feraverto): تبدیل کردن اشیاء یا حیوانات به لیوان
*فیدلیوس چارم: منحرف کردن طلسمها
*اکیلوس ریپریران: ترمیم کردن اشیاء
*دی پالسو: هل دادن اجسام
ایپیسکی: بینی را بزرگ میکند
*فلیپندو: چرخاندن فرد در هوا
*فولگاری: بستن دستها با ریسمانی نورانی
*دپریمو(deprimo): ایجاد کردن سوراخ در هر چیزی [در کتاب ۷ هرمیون برای سوراخ کردن کف خانهٔ زینوفیلیوس لاوگود از آن استفاده کرد]
*کانفاندو(confundo): گیج کردن شخص
*گلیسیو(glisseo): صاف کردن پلههای یک راه پله
*دیورو(duro): سفت و سنگی کردن اجسام نرم
*دفودیا(defodio): ایجاد کردن برش و شکاف در چیزی
*اوپاگنو(oppugno): دشمن ساخن فرد مورد نظر با موضوع، به صورتی که فرد به موضوع حمله کند.
*رینروِیت(rennervate): احیا کردد افرادی که در اثر اصابت جادویی در حال از دست رفتن هستند.
ریپارو (reparo) شی شکسته را ترمیم میکند
شعر :
هزاران سال پیش یا حتی بیشتر - همان دوران که من بودم جوان تر
چهار جادوگر خوب و گرامی - زرنگ و همدل و پر کار و نامی
که بعد از چرخش زمانه - هنوزم اسمشان بر هر زبانه
در این دنیای پر جنجال و غوغا - نشستند دور هم هر یک ز یک جا
گیریفیندور بی باک از یلان بود - ریونکلا عاقل و شیرین زبان بود
یکی هافلپاف پر عدل و انصاف - یکی اسلیترین خودبین و پرلاف
همه هم فکر و هم آواز و هم سو - همی کردند فکر بکر از این رو
بنا کردند دانشگاه هاگوارتز - که آموزش دهند جادو و پرواز
همان روزی که کار آغاز کردند - گروهی بهر خود بنیاد کردند
گریفیندور شجاعت ارج بنهاد - ولی ریونکلا هوشش بها داد
هافلپاف سختکوشی می پسندید - بهین شرط پذیرش را همین دید
ولی اسلیترین قدرت طلب بود - از این رو طالبین جاه بستود
ولی این چهار استاد بانی - همی بودند در دنیای فانی
گروه خود را گلچین نمودند - همه در کار خود استاد بودند
ولی روزی که این گوهر شناسان - برفتند از جهان با درد و نقصان
کدامین ساحر از روی فراست - شجاعان را ز رندان وا شناسد
که گوید در هزاران سال دیگر - گروه دانش آموزان برتر
گریفیندور چو راه چاره را یافت - مرا از سر چو بادی تند برداشت
یکایک بانیان عقلم نهادند - شعور قدرت تشخیص دادند
اگر من را شما بر سر گذارید - بگویم بی خطا در سر چه دارید
نگاهی می کنم بر فکر و خویت - گروهی می نهم در پیش رویت