
آفرودیت آفرودیته الهه عشق و زیبایی در یونان باستان هست^^ آفرودیته فرزند پادشاه خدایان زئوس و حوری دریایی دیونه بود و بسیار زیبا بود و اعتقاد زیادی به عشق داشت اون خیلی جذاب بود و علاقه شدیدی به جواهرات داشت،چشمای ابی،موهای طلایی و پوستی به سفیدی کف دریا که ازون متولد شده بود داشت و وقتی پا روی خشکی میگذاشت بعد هر قدمش از جای پاهایش گل میرویید آفرودیته وقتی به جلسات خدایان دعوت میشد همه اون رو تحسین میکردن! بعد تولدش به علت زیبایی که داشت پدرش میترسید بین خدایان سر ازدواج با او جنگ و نزاع پیش بیاد به همین دلیل او رو به همسری هفائستوس درآورد! هفائستوس ايزد اتش و اهنگری بود و اصلا ظاهر زیبا و خوبی نداشت! او باور نمیکرد اینقدر خوش شانس باشد که با آفرودیته ازدواج کرده با توانایی آهنگری که داشت همیشه برای آفرودیت جواهرات زیاد و زیبا درست میکرد اما با این حال آفرودیت دلباخته آرس ايزد جنگ بود! آرس برخلاف هفائستوس ظاهر خوب و زیبایی داشت و تمام مدتی که هفائستوس پیش آفرودیت نبود آرس از فرصت استفاده میکرد و میرفت پیش آفرودیته (خیلی کراشه خدایی:]) یک روز وقتی آفرودیت و آرس در قصر هفائستوس باهم بودن خدای خورشید هلیوس اونارو باهم میبینه و به هفائستوس خبر میده.... هفائستوس که خیلی عصبی میشه توری ظریف و در عین حال محکم میسازه و این تور اینقدر ظریف بوده که به سختی دیده میشده هفائستوس قبل از اینکه به سفر بره تور رو به اطراف تخت میبنده و وقتی رفت آرس میره پیش آفرودیت زمانی که میرن رو تخت تور اونارو گیر میندازه! هلیوس خدای خورشید این شرایطو بگوش هفائستوس میرسونه(:/) تا سریع برگرده. هفائستوس از همه خدایان میخاد تا بیان و این بی شرمی رو ببینن! خدایان وقتی این صحنه رو دید پیشنهاد دادن آرس جریمه ایی که زناکاران به شوهران میدن رو هفائستوس پرداخت کنه پوزئیدون یکی از خدایان، هفائستوس رو راضی میکنه تا اونارو ازاد کنه و البته آفرودیت و هفائستوس رو اشتی میده و همه اینا درحالی رخ میده که آفرودیته و آرس دو فرزند داشتن. بعد این ماجرا آفرودیته با معشوقه ش به جزیره ایی به نام پافوس فرار میکنه... البته این رابطه دوام نیورد چون ارس با الهه صبح آئوس چیز شد و به آفرودیت خیانت کرد. آفرودیت هم آئوس رو مجازات کرد و مجازاتش این بود که عاشق دو انسان فانی بشه مجازات زنان لمنون به دلیل غفلت از کیش و آئین آفرودیته کاری کرد که بدنشون بوی بدی بگیره و همسرشون اونارو ترد کنه^^ .. مجازات پاسیفائه رو کاری کرد اون عاشق یه گاو بشه! .. مجازات الهه هنر به نام کیلو! چون کیلو عشق فانی آفرودیت رو مسخره کرد بود(افرودیت بعدا عاشق یه انسان میشه) و آفرودیت هم کاری کرد که کیلو عاشق یک انسان فانی بشه^---^ آفرودیته علاوه بر خدایان به انسان ها هم علاقه مند میشود همچنین به مردایی که عاشق زنی میشدن کمک میکرد که به عشقشون برسن^-^✨ روزی جشنی به مناسبت ازدواج پلئوس و ئنیس برگزار میشه و همه خدایان به جز اریس الهه نفاق در ا ن دعوت میشن اریس حسادت میکنه و بدون دعوت با یه سیب طلایی وارد مراسم میشه! رو اون سیب نوشته شده بود《برای زیباترین زن》 و بین آفرودیت هرا و اتنا رقابتی برای به دست اوردن این سیب بوجود می اید چون هرسه ادعای زیبا بودن میکردن پس از زئوس خاستن که بین اونا داوری کنه اما زئوس از این کار خودداری میکنه(بهترین کار) پس از پاریس شاهزاده تروا خاستن قضاوت کنه ول تصمیم گیری برای اونم سخت بود پس سه تا الهه سعی میکردن به اون وعده هایی بدن! هرا به اون قول حکومت به آسیا و اروپا داد، آتنا قول حکومت به تروا و آفرودیته وعده تصاحب زیباترین زن جهان(هلن) رو داد پاریس که شیفته هلن بود وعده رو قبول میکنه و بعد ها هلن رو میدزده که باعث ایجاد جنگی میشه. در این جنگ اتنا سمت متقابل تروا بوده و توی این جنگ شرکت میکنه اما اتنا صربه ایی به آفرودیته وارد میکنه و او را به زمین میزنه:]...
خوشتون اومد؟^----------------^
مبی ژونم میشه ب موضوعات اینو اضافه کنی:
تاریخ و افتخارات
میسی^-^